خلاصه داستان: فیلم داستانی پرهیجان و پر از تعلیق را روایت میکند که در آن سرگرد آلن شیفر و تیمی از سربازان ورزیده و منتخب مأموریت مییابند تا چند سرباز اسیر ارتش آمریکا را که در منطقهای خطرناک در جنگلهای انبوه گرفتار شدهاند، نجات دهند. این مأموریت به نظر ساده میرسد، اما به محض ورود آنها به عمق جنگل، با حادثههای عجیب و ترسناک مواجه میشوند. در این جنگل وحشتناک، یک موجود ناشناخته و نامرئی که از سیارهای دیگر به زمین آمده، شروع به شکار کردن افراد تیم میکند. این موجود که بهطور مرموز و بیصدا در اطراف آنها حرکت میکند، یکی یکی سربازان را از بین میبرد. تیم به سرعت متوجه میشود که این دشمن نهتنها از دنیای خودشان نیست، بلکه قدرتهای فراطبیعی و غیرقابل درک دارد. در حالی که نیروهای ارتش به دنبال نجات اسیران هستند، باید در برابر این تهدید مرموز و خطرناک نیز ایستادگی کنند. در این مسیر، آنها با کمبود منابع، ترس و وحشت روبهرو میشوند و برای بقا و انجام مأموریت خود باید از هوش، شجاعت و مهارتهای جنگی خود بهره ببرند. موجود ناشناخته به تدریج باهوشتر و خطرناکتر میشود، و سربازان باید راهی برای مقابله با آن پیدا کنند، پیش از آنکه همه آنها شکار شوند. داستان با مملو از لحظات هیجانانگیز، ترسناک و شوکهای بزرگ بهطور مداوم مخاطب را درگیر میکند.
خلاصه داستان: فیلم "دیوانگیها" داستان نوجوانی به نام رومن را روایت میکند که پس از مصرف یک داروی جدید، به مهمانی میرود. در مسیر، او زنی زخمی را میبیند و تصمیم میگیرد او را سوار کند. اما به طور غیرمنتظرهای، این زن در خودرو رفتار خشونتآمیزی از خود نشان میدهد و در نهایت به دلیل شدت جراحاتش جان میدهد. این حادثه، آغازگر شبی پر از وحشت و اتفاقات غیرمنتظره برای رومن و دوستانش میشود. به سرعت، مرز میان واقعیت و کابوس برای آنها از بین میرود و آنها در وضعیتی سردرگم و ترسناک گرفتار میشوند. رومن و دوستانش باید تلاش کنند تا از این وضعیت ترسناک جان سالم به در ببرند، در حالی که هیچ چیز قابل پیشبینی نیست و هر لحظه ممکن است به یک اتفاق غیرمنتظره تبدیل شود. این فیلم به بررسی دنیای ذهنی نوجوانان، مرزهای واقعیت و توهم و تجربههای ترسناک میپردازد که ذهن را درگیر و بیثبات میکند.
خلاصه داستان: فیلم "قطع زمان لوسی" داستانی پر از پیچیدگیهای زمانی و چالشهای اخلاقی را به تصویر میکشد که درباره دختری دبیرستانی به نام لوسی است. این فیلم با ترکیب علم تخیلی و درام خانوادگی به مسائل مهمی از قبیل سرنوشت، از دست دادن عزیزان و تاثیرات تصمیمات فردی بر زمان و تاریخ پرداخته است. لوسی که در ابتدا یک زندگی عادی دارد، به طور تصادفی به گذشته، به سال ۲۰۰۳، سفر میکند. در این زمان، او متوجه میشود که خواهر بزرگترش، سامر، توسط یک قاتل ناشناس به قتل رسیده است. این خبر برای لوسی شوکآور است، زیرا او هیچگاه خواهرش را ندیده و حتی در زمان حال وجود او را احساس نکرده است.
لوسی که اکنون در گذشته است، تصمیم میگیرد که به هر قیمتی شده خواهرش را نجات دهد و از مرگ او جلوگیری کند. این تصمیم، اگرچه از دل دلسوزی و محبت به خواهرش ناشی میشود، اما به سرعت لوسی را با مشکلات و چالشهای زیادی روبهرو میکند. یکی از بزرگترین معضلات او این است که تغییر در گذشته ممکن است عواقب جبرانناپذیری برای آینده داشته باشد. هر حرکت کوچک یا دخالت در رویدادهای گذشته ممکن است زمان را به شکلی غیرمنتظره تغییر دهد و نتیجهای کاملاً متفاوت از آنچه که لوسی انتظار دارد به بار آورد. در واقع، دخالت او در سرنوشت خواهرش ممکن است به نابودی خود او یا تغییرات اساسی در زندگیاش منجر شود.
در طول داستان، لوسی باید با تضادهای اخلاقی و انتخابهای دشواری روبرو شود. آیا باید از تلاش برای تغییر تاریخ دست بردارد و اجازه دهد که سرنوشت خواهرش همانطور که بوده، پیش برود؟ یا اینکه باید به ریسک تغییر آینده و حتی نابودی خود، برای نجات خواهرش ادامه دهد؟ فیلم به طور عمیق به تاثیرات تصمیمات فردی بر روند زمان، درگیریهای درونی شخصیتها و مفاهیم سرنوشت و آزادی اراده پرداخته است. در نهایت، "قطع زمان لوسی" نه تنها یک داستان علمیتخیلی جذاب است، بلکه به سؤالات فلسفی درباره انتخاب، زمان و جبر نیز میپردازد.
خلاصه داستان: آخرالزمان زد: شروع یک پایان فیلمی مهیج، پرتنش و آخرالزمانی است که داستانی آشنا اما نفسگیر از فروپاشی تمدن بشری را به تصویر میکشد. شیوع یک ویروس ناشناخته و مرگبار در سراسر جهان، انسانها را به موجوداتی زامبیمانند، بیرحم و غیرقابلکنترل تبدیل میکند. سرعت گسترش این بیماری آنقدر زیاد است که دولتها سقوط میکنند، شهرها به ویرانه تبدیل میشوند و وحشت بر کل دنیا سایه میافکند. در این دنیای ویرانشده، گروهی از بازماندگان با گذشتهها، باورها و اختلافات گوناگون، مجبور به همکاری میشوند تا شانس خود را برای بقا حفظ کنند. هر تصمیم اشتباه میتواند به قیمت جان یکی از آنها تمام شود. فیلم با تعلیق هوشمندانه، طراحی واقعگرایانهی زامبیها و ترکیب لحظات احساسی با صحنههای اکشن، مخاطب را مدام در لبهی صندلی نگه میدارد. آیا امیدی برای نجات وجود دارد؟ آیا واکسنی ساخته میشود یا همهچیز به پایان رسیده؟ در کنار ترس از زامبیها، خطر واقعی شاید در میان خود انسانها پنهان باشد. Apocalypse Z یادآور این حقیقت است که در بحرانهای بزرگ، انسانیت سختترین چیزیست که باید حفظش کرد.
خلاصه داستان: فیلم تاکسی سیاه داستانی دلهرهآور و روانشناسانه را روایت میکند که در آن یک زوج جوان پس از یک شب تفریح، سوار تاکسیای میشوند که ظاهراً معمولی به نظر میرسد. راننده که در ابتدا آرام و بیخطر به نظر میرسد، بهتدریج رفتارهایی مشکوک از خود نشان میدهد و بهجای بردن آنها به مقصدشان، مسیر را به جادهای دورافتاده و ناشناخته تغییر میدهد. این زوج ابتدا گمان میکنند که راننده شاید اشتباه کرده، اما کمکم متوجه میشوند که ماجرا چیزی فراتر از یک مسیر اشتباهی است. راننده با رفتاری سرد و مرموز، وارد بازی روانی خطرناکی با آنها میشود و لحظه به لحظه، فضای ماشین سنگینتر و ترسناکتر میشود. زوج تلاش میکنند راهی برای فرار پیدا کنند، اما راننده همه چیز را برنامهریزی کرده و آنها را در یک دام کامل گرفتار کرده است. فیلم با فضایی بسته و پرتنش، احساس وحشت را به مخاطب منتقل میکند و با پیشرفت داستان، انگیزه واقعی و تاریک راننده آشکار میشود؛ انگیزهای که ریشه در گذشتهای تلخ دارد. تاکسی سیاه با بازیهای قوی، فیلمبرداری خاص و فضاسازی تاریک، ترسی واقعی از اعتماد کور به افراد غریبه را به تصویر میکشد و بیننده را تا آخرین لحظه در تعلیق و اضطراب نگه میدارد. داستان نهتنها بر پایه ترس فیزیکی، بلکه بر ترس روانی، بیاعتمادی و جنبههای تاریک روان انسان تمرکز دارد. این فیلم یک هشدار بیپرده نسبت به خطراتیست که ممکن است پشت ظاهر آرام و معمولی افراد پنهان شده باشد.
خلاصه داستان: فیلم استری یک اثر ترسناک-کمدی هندی است که داستان آن در شهر کوچکی به نام چندری میگذرد؛ جایی که مردان شبها از ترس ربوده شدن توسط روحی مرموز به نام "استری" به شدت نگراناند. این روح، تنها در شب ظاهر میشود و گفته میشود که مردان را از خانههایشان میرباید و تنها لباسهایشان را باقی میگذارد. مردم شهر، برای حفاظت از خود، با استفاده از جملاتی نظیر "استری، فردا بیا" بر در و دیوار خانهها مینویسند تا روح را دور کنند. در این میان، ویکی، مردی جوان و خوشقلب که خیاط ماهری است، به همراه دوستانش تصمیم میگیرد راز پشت این روح را کشف کند. او درگیر ماجرای عشقی با دختری مرموز میشود که هیچکس در شهر او را نمیشناسد، و همین آشنایی شک و تردیدهایی درباره هویت واقعی دختر و ارتباط احتمالیاش با استری به وجود میآورد. فیلم با تعادل میان طنز و وحشت، فضای خاصی ایجاد میکند و همزمان به نقدهای اجتماعی مانند نقش جنسیت، باورهای خرافی و ترسهای جمعی نیز میپردازد. استری با بازیهای خوب، فیلمنامهای خلاقانه، و فضاسازی دقیق، تجربهای متفاوت و سرگرمکننده را رقم میزند. در نهایت، ماجرا نهتنها راز استری را افشا میکند، بلکه پیچیدگیهای باورهای سنتی و رفتار جامعه نسبت به ناشناختهها را نیز به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم استریم داستان خانواده "کینان" را روایت میکند که برای تقویت روابط خانوادگی تصمیم میگیرند تعطیلاتی آرام را در یک هتل کوچک و قدیمی بگذرانند. این هتل که در یک منطقه دورافتاده واقع شده، قرار است مکانی باشد که آنها از شلوغیهای زندگی روزمره فرار کنند و به آرامش برسند. اما به محض ورود به هتل، همه چیز به طرز وحشتناکی تغییر میکند. خانواده کینان به سرعت متوجه میشوند که هتل به هیچوجه آنطور که به نظر میرسید، امن و آرام نیست. آنها با چهار قاتل دیوانه روبرو میشوند که به طرز خلاقانه و وحشیانهای شروع به انجام قتلهایی مرموز در هتل میکنند. قاتلان با استفاده از ترفندهای منحصر به فرد و پیچیده، هر لحظه به دنبال قربانی بعدی هستند. این ترس و وحشت به شدت بر خانواده کینان تأثیر میگذارد و آنها مجبور میشوند برای بقا و نجات جانشان تلاش کنند. در این سفر، اعضای خانواده با چالشهای وحشتناکی روبهرو میشوند که روابط آنها را به آزمایش میگذارد. فیلم با ترکیب ترس، تعلیق و ماجراجویی، تماشاگر را در یک فضای پر از دلهره و اضطراب قرار میدهد و سؤالاتی در مورد روابط خانوادگی و چگونگی واکنش افراد در شرایط بحرانی مطرح میکند.
خلاصه داستان: فیلم "شایعات" داستانی پر از تنش و هیجان را روایت میکند که در آن رهبران هفت اقتصاد برتر دنیا، به منظور انتشار بیانیهای مهم درباره بحرانی جهانی، به یک سفر به دل جنگل میروند. این بحران جهانی، که تأثیرات جدی بر تمامی کشورهای جهان دارد، نیاز به اقدام فوری و هماهنگ دارد. رهبران قصد دارند در این بیانیه جهانی، راهحلهایی برای مدیریت بحران ارائه دهند. اما در طول سفر، به طور غیرمنتظرهای گم میشوند و راهی برای خروج از جنگل پیدا نمیکنند. به تدریج، خطرات مرگباری که در جنگل تهدیدشان میکند، شامل حیوانات وحشی، شرایط جوی دشوار و حتی تهدیدات انسانی میشود. هر یک از رهبران با چالشهای مختلفی روبهرو میشوند که آنها را مجبور به استفاده از تمام توانمندیهایشان برای بقا و پیدا کردن راهحل برای خروج از وضعیت میکند. در این شرایط بحرانی، تعاملات پیچیده بین شخصیتها و تفاوتهای آنها در تصمیمگیریها بیشتر نمایان میشود. فیلم همچنین به موضوعاتی مانند مسئولیتپذیری، سیاستهای جهانی و بحرانهای اجتماعی و اقتصادی میپردازد. در نهایت، هر یک از این رهبران میآموزند که برای مواجهه با بحرانها، باید بر خلاف گذشته به همکاری و اتحاد متکی باشند و تنها از طریق همبستگی میتوانند از شرایط نجات پیدا کنند.
خلاصه داستان: فیلم هیولای تو داستان لورا را روایت میکند، بازیگری مهربان، حساس و فاقد اعتمادبهنفس که پس از جداییای عاطفی و سنگین، به انزوا کشیده شده و دچار نوعی سردرگمی روانی میشود. او در تنهاییِ آپارتمانش، با هیولایی عجیب و ترسناک که در کمدش پنهان شده، روبهرو میشود. برخلاف ظاهر ترسناک این موجود، هیولا نشان میدهد که نه دشمن، بلکه نماد خشم سرکوبشده و قدرت درونی لوراست. با گذشت زمان، لورا رابطهای عجیب اما عمیق با هیولا برقرار میکند؛ رابطهای که به او یاد میدهد چگونه احساسات واقعیاش را بشناسد، ابراز کند و از آنها برای رشد شخصی استفاده کند. لورا تحت تأثیر این موجود، شروع به بازسازی خود، تقویت اعتمادبهنفس و بازیابی قدرت زنانهاش میکند. هیولا نقش راهنمایی را ایفا میکند که لورا را به درون تاریکترین بخشهای ذهنش میبرد تا با ترسهایش روبرو شود. فیلم با روایتی استعاری و سورئال، به زیبایی چگونگی تبدیل رنج به قدرت را به تصویر میکشد. هیولای تو نهتنها داستانی درباره یک هیولای خیالیست، بلکه روایتی پر احساس از مواجهه با زخمهای درونی و عبور از بحرانهای روحیست. در نهایت، لورا درمییابد که این هیولا بخشی از خودش است، و با پذیرش آن، قویتر، جسورتر و آزادتر میشود.
خلاصه داستان: فیلم "خانه زیبا: تولد دوباره" (Home Sweet Home: Rebirth) یکی از جذابترین آثار سینمایی سال ۲۰۲۵ است که با ترکیب ژانرهای ترسناک، اکشن، درام، معمایی، فانتزی و علمیتخیلی، تجربهای منحصربهفرد را به مخاطبان ارائه میدهد. این فیلم محصول مشترک آمریکا و تایلند است و به کارگردانی استفن هکر و الکساندر کیسل ساخته شده است.
داستان فیلم حول محور یک افسر پلیس میچرخد که به دنیایی موازی پرتاب میشود و باید در رقابت با زمان، همسرش را نجات دهد و از باز شدن دروازههای جهنم توسط یک فرقه شیطانی جلوگیری کند. این فیلم براساس بازی ویدیویی پرفروش تایلندی "Home Sweet Home" (۲۰۱۷) ساخته شده و با حفظ فضای مرموز و ترسناک بازی، داستانی پرهیجان را روایت میکند.
ستارگان بینالمللی همچون میکله مورونه، ویلیام مسلی، اوراسایا سپربوند و الکساندر لی در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند و حضور آنها بر جذابیتهای بصری و هنری اثر افزوده است.
اکران جهانی این فیلم از ۱۱ آوریل ۲۰۲۵ آغاز شد و توسط شرکتهای معتبری مانند Vertical Entertainment و Signature Entertainment در سینماهای آمریکا و انگلیس به نمایش درآمد. سپس نسخه دیجیتال آن در کشورهای مختلف از جمله کانادا، استرالیا، آلمان، فرانسه، چین و تایلند منتشر شد.
فیلم "خانه زیبا: تولد دوباره" با ترکیب عناصر مختلف سینمایی و داستانی عمیق، اثری است که نه تنها طرفداران ژانر ترسناک، بلکه علاقهمندان به فیلمهای اکشن و فانتزی را نیز به خود جذب خواهد کرد. آیا این افسر پلیس میتواند در برابر نیروهای شیطانی پیروز شود؟ پاسخ این سوال را در تماشای این فیلم هیجانانگیز خواهید یافت