خلاصه داستان: در فیلم "سگ اسکی باز" (Powder Pup - 2025)، ما با شان کندریک (با بازی جیکوب ترمبلی) آشنا میشویم، نوجوان شانزدهسالهای که تمام زندگیاش را در ساحل مالیبو گذرانده و عاشق موجسواری است. وقتی پدرش (کایل چندلر) به دلایل شغلی مجبور میشود خانواده را به شهر کوچک بیگ اسکای در مونتانا منتقل کند، شان احساس میکند دنیایش به پایان رسیده است. برف به جای شن، کوههای سربه فلک کشیده به جای اقیانوس بیکران - همه چیز برای او غریب و ناخوشایند است.
اما همه چیز زمانی تغییر میکند که شان با "بادی"، یک بولداگ انگلیسی چاق و دوستداشتنی با استعداد غیرمنتظره در اسنوبوردسواری آشنا میشود. این سگ ناجور که توسط سارا (با بازی مایسی ریچاردسون-سلز)، دختر نوجوانی که در پیست اسکی کار میکند، نگهداری میشود، شان را وارد دنیای هیجانانگیز ورزشهای زمستانی میکند. در ابتدا، شان فقط برای خوشحال کردن بادی اسنوبوردسواری را امتحان میکند، اما به زودی متوجه میشود که استعداد پنهانی در این ورزش دارد.
همراهی این دو موجود نامتجانس - نوجوانی که از برف متنفر است و سگی که عاشق آن است - منجر به شرکت آنها در مسابقه معتبر "پودر فست" میشود. در طول تمرینات، شان نه تنها دوستی واقعی را تجربه میکند، بلکه یاد میگیرد که تغییر، همیشه بد نیست و گاهی بهترین چیزهای زندگی در غیرمنتظرهترین مکانها پیدا میشوند. صحنههای نفسگیر اسنوبوردسواری در دامنههای پوشیده از برف، همراه با موسیقی پویای مارک روونسون، فیلم را به تجربهای دیدنی تبدیل میکند
خلاصه داستان: انیمیشن "شیشهگر وینسنت" (Vincent the Glassmaker - 2025) یک شاهکار بصری و عاشقانهی تاریخی است که در دوران جنگ جهانی اول روایت میشود. وینسنت، جوانی خجالتی و بااستعداد که در دهکدهای کوچک در فرانسه به همراه پدرش (با صداپیشگی ایان مکشین) به ساخت شیشههای رنگی برای کلیساها مشغول است، زندگی آرامی دارد تا زمانی که آلیز (اِما واتسون)، دختر سرکش یک افسر ارشد نظامی، وارد زندگی او میشود. آلیز که برای فرار از فشارهای پدر و جامعه به این دهکده پناه آورده، مجذوب هنر و ظرافت کارهای وینسنت میشود.
با شعلهور شدن جنگ، سایهی تاریک آن به دهکده نیز میرسد. وینسنت که با ارزشهای صلحطلبانه بزرگ شده، حالا باید بین وفاداری به اصول هنری خود و حفاظت از عزیزانش یکی را انتخاب کند. رابطهی ظریف او و آلیز در میان این طوفان، با صحنههایی خیرهکننده به تصویر کشیده میشود - از رقص نور از میان شیشههای رنگارنگ کارگاه تا انفجارهای مهیب جنگ که همچون شیشهای تکهتکه میشوند
خلاصه داستان: فیلم "ماتکا واسو" (Matka Vasu - 2025) یک حماسه گانگستری خشن و پرزرقوبرق است که در دهه ۱۹۷۰ بمبئی روایت میشود. واسودوا پیلای (با بازی ویجای ستیوپاتی)، معروف به واسو، مردی فقیر از محلههای پایینشهر است که با هوش ذاتی و شم اقتصادی فوقالعادهاش، به دنیای زیرزمینی قمار متکا (بازی اعداد مبتنی بر نتایج بورس پنبه) وارد میشود. با ترکیبی از جسارت، حیلهگری و ارتباطات زیرزمینی، او به سرعت سلسله مراتب این دنیای خطرناک را طی میکند و امپراتوری خود را بنا مینهد.
اما قدرت همیشه با خیانت همراه است. واسو که حالا به سلطان متکا تبدیل شده، با توطئههایی از سوی نزدیکترین افرادش - از جمله گائوری (با بازی تابو)، معشوقهای که رازهایش را میداند، و راجن (با بازی بومان ایرانی)، دست راست سابقش که حالا به رقیبی خطرناک تبدیل شده - مواجه میشود. فیلم با صحنههای نفسگیری از رقابتهای خونین، معاملات پشت پرده و تقابلهای خیابانی، تصویری خشن از قدرت، حرص و انتقام را به نمایش میگذارد
خلاصه داستان: فیلم «۵ سپتامبر» (September 5 - 2024) یک درام تاریخی نفسگیر است که بر اساس رویدادهای واقعی المپیک ۱۹۷۲ مونیخ ساخته شده است. داستان حول محور تیم پخش ورزشی ABC به رهبری جیم مککی (با بازی جورج کلونی) میچرخد که برای پوشش مسابقات المپیک به آلمان سفر کردهاند. هنگامی که در سپیده دم ۵ سپتامبر، گروه تروریستی سپتامبر سیاه به دهکده المپیک حمله میکند و ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را به گروگان میگیرد، این تیم خبری ناخواسته به خط مقدم یکی از تراژیکترین رویدادهای تاریخ ورزش تبدیل میشود.
فیلم با دقت تاریخی بالا، ساعت به ساعت این بحران ۲۰ ساعته را از دیدگاه تیم خبری روایت میکند. کریستین بیل در نقش باب بیزر، فیلمبردار جسوری که از فاصلهای خطرناک از محل درگیری فیلمبرداری میکند، و راشل براسنان در نقش جوآن لیبرمن، گزارشگری که اولین کسی بود که خبر حمله را مخابره کرد، عملکردی خیرهکننده دارند. فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه این خبرنگاران بین وظیفه حرفهای خود برای اطلاعرسانی و نگرانی برای جان گروگانها گیر افتادهاند
خلاصه داستان: فیلم «بچههای قطار پریم رز» (Primrose Rail Children - 2025) یک درام خانوادگی مرموز و دلگرمکننده است که در دل طبیعت خیرهکننده اسکاتلند روایت میشود. فیبی پریم رز (با بازی میلی بابی براون)، نوجوانی کنجکاو و باهوش، به همراه خواهر و برادران کوچکترش پس از ناپدید شدن مرموز پدرشان (یوان گریفید)، مجبور میشوند به روستای دورافتادهای در اسکاتلند نقل مکان کنند. در این روستا که زندگی حول محور راهآهن قدیمی پریم رز میچرخد، فیبی متوجه ارتباط عجیب بین تاریخچه این قطار و ناپدید شدن پدرش میشود.
با کمک آلیستر (با بازی دیوید تننت)، رئیس ایستگاه مرموز اما مهربان، و مگی (با بازی فلورنس پیو)، زنی روستایی که رازهای زیادی در چنته دارد، فیبی و خواهر و برادرانش شروع به کشف حقایق میکنند. آنها با رمزگشایی از یادداشتهای قدیمی پدر و پیروی از ردپای قطار پریم رز، سفری پر ماجرا را آغاز میکنند که آنها را به تونلهای فراموششده، ایستگاههای متروکه و رازهای خانوادگی میرساند. فیلم با ترکیب صحنههای پرتعلیق، لحظات احساسی و طنز ظریف، داستانی درباره قدرت خانواده، اهمیت ریشهها و شجاعت روبرو شدن با حقایق را روایت میکند
خلاصه داستان: در فیلم حماسی «آواتار پوروشا ۲» (Avatar Purusha 2 - 2025)، ما بار دیگر با آنیلا (با بازی دیپیکا پادوکونه) همراه میشویم، جوانی که در قسمت اول کشف کرد به خاندانی باستانی با قدرتهای ماورایی تعلق دارد. این بار، آنیلا به طور تصادفی گوهر افسانهای "تریشانکو مانی" را فعال میکند - گوهری که گفته میشود میتواند تعادل بین دنیای انسانها و قلمرو ارواح را کنترل کند. با بیدار شدن این نیروی باستانی، لرد راکشاسا (با بازی سائيف علی خان)، فرمانده اهریمنی که قرنها در خفا به سر میبرد، به دنبال تصاحب این گوهر میآید تا بر هر دو جهان تسلط یابد.
آنیلا برای محافظت از گوهر، باید به معبد پنهان هیمالیا سفر کند، جایی که گورو ویشواروپا (با بازی آمیتاب باچان) میتواند به او در مهار کردن قدرتهایش کمک کند. در این سفر پرخطر، او با ویر (با بازی رانویر سینگ)، جنگجوی رازآلودی که همپیمانانش را از دست داده، همراه میشود. فیلم با ترکیب جلوههای بصری خیرهکننده از اساطیر هندی و صحنههای اکشن نفسگیر، تماشاگر را به دنیایی پر از جادو، خدایان باستانی و موجودات افسانهای میبرد. آنیلا در نهایت باید بین استفاده از قدرت گوهر برای نجات جهان یا نابود کردن آن برای جلوگیری از سوءاستفاده شیاطین انتخاب کند
خلاصه داستان: فیلم "جاشوا: محافظ نهایی" (Joshua: The Last Guardian - 2025) یک تریلر اکشن پرحاشیه با بازی کریس همسورث در نقش جاشوا کِین، قاتل سابق قراردادی است که حالا به عنوان محافظ شخصی نخبگان فعالیت میکند. زندگی حرفهای جاشوا زمانی زیر و رو میشود که سوفیا رامیرز (با بازی آنا دِ آرماس)، دوستدختر سابقش و وکیل دادگستری که حالا علیه کارتل مواد مخدر "لا سامبرا" شهادت داده، به محافظت نیاز پیدا میکند. جاشوا که هنوز احساسات حلنشدهای نسبت به سوفیا دارد، علیرغم خطرات، این مأموریت را میپذیرد.
کارگردان دیوید لیچ با ترکیب تعقیبوگریزهای خیابانی پرسرعت در شهرهای مرزی مکزیک و صحنههای دراماتیک پرتنش، داستانی پرکشش از عشق، خیانت و رستگاری را روایت میکند. خاویر باردم در نقش رائول مندوزا، رهبر بیرحم کارتل، آنتاگونیستی به یاد ماندنی خلق کرده است. فیلم بهویژه در صحنهای کلیدی که جاشوا مجبور میشود در یک کلیسای قدیمی متروکه، تنها با یک چاقو مقابل ۱۲ تبهکار مسلح بایستد، به اوج خود میرسد
خلاصه داستان: هاربین" یک درام تاریخی حماسی است که روایتگر یکی از جسورانهترین عملیاتهای مقاومت کره در برابر استعمار ژاپن است. فیلم با بازسازی دقیق فضای سال 1909، مخاطب را به قلب ماجرای واقعی ترور نخستوزیر ژاپن در شهر هاربین چین میبرد. کارگردان با نگاهی موشکافانه، داستان این گروه استقلالطلب کرهای را نه به عنوان یک عملیات خشونتبار، بلکه به مثابه فریادی برای آزادی و هویت ملی به تصویر میکشد.
فیلم از نظر بصری با طراحی صحنههای خیرهکننده و لباسهای دورهای دقیق، بیننده را کاملاً در فضای تاریخی غرق میکند. سکانسهای تعلیقآمیز فیلم که با تدوین ریتمیک همراه است، تنش و خطر دائمی که این مبارزان با آن روبرو بودند را به خوبی منتقل میکند. بازیهای قدرتمند به ویژه نقشآفرینی بازیگر نقش اصلی که یک استقلالطلب مصمم و ایدهآلگرا است، بر عمق عاطفی فیلم میافزاید. موسیقی متن فیلم که ترکیبی از ملودیهای سنتی کرهای و تمهای حماسی است، به صحنهها شدت و غنا میبخشد
خلاصه داستان: یازده شورشی" یک حماسه سینمایی خشن و پرتعلیق است که در بستر تاریخی جنگ بوشین ژاپن روایت میشود. فیلم با تمرکز بر گروهی 11 نفره از محکومان به اعدام که آخرین شانس خود برای نجات را در دفاع از یک قلعه استراتژیک میبینند، ترکیبی جذاب از درام شخصیتی و اکشن خشن را ارائه میدهد. کارگردان با مهارت تمام، تضادهای اخلاقی و روانی این گروه ناهمگون را در مواجهه با مرگ قریبالوقوع به تصویر میکشد.
طراحی صحنه و لباسهای فیلم با دقت تاریخی بالا، بیننده را به عمق دوره فئودالی ژاپن میبرد. سکانسهای نبرد فیلم که با choreography دقیق و فیلمبرداری پرتحرک همراه است، از خونینترین و باورپذیرترین صحنههای نبرد در سینمای اخیر محسوب میشوند. بازی گروهی بازیگران، به ویژه نقشآفرینی بازیگر نقش رهبر این گروه شورشی، بر شدت دراماتیک فیلم میافزاید. موسیقی متن ترکیبی از سازهای سنتی ژاپنی و تمهای حماسی مدرن، فضاسازی منحصر به فردی ایجاد کرده است
خلاصه داستان: این فیلم دراماتیک-اکشن، روایتگر داستان تلخ و پرتنش یک ماهیگیر ساده از منطقه سریکولام است که در پی یک رشته حوادث ناگوار، توسط نیروهای دریایی پاکستان در آبهای بینالمللی بازداشت میشود. کارگردان با نگاهی واقعگرایانه و احساسی، مخاطب را با چالشهای انسانی و سیاسی چنین موقعیتهایی آشنا میسازد.
فیلم با تصاویر خیرهکننده از دریای آزاد و زندگی سخت ماهیگیران محلی آغاز میشود. طراحی صحنه و لباسها با دقت بالا، واقعگرایی اثر را تقویت میکند. سکانسهای اکشن فیلم، به ویژه صحنههای درگیری در دریا و بازجوییهای پس از آن، با فیلمبرداری پرتحرک و تدوین ریتمیک همراه است که بر شدت دراماتیک ماجرا میافزاید.
بازی نقش اصلی که زندگی یک ماهیگیر ساده و سپس زندانی سیاسی ناخواسته را به تصویر میکشد، از نقاط قوت فیلم است. موسیقی متن که ترکیبی از ملودیهای محلی سریکولام و تمهای پرتنش مدرن است، به فضاسازی کمک شایانی میکند. فیلم در نهایت پرسشهای عمیقی درباره مرزهای سیاسی، حقوق بشر و سرنوشت مردم عادی در بازیهای قدرت بین کشورها مطرح میکند