خلاصه داستان: انیمیشن "شیشهگر وینسنت" (Vincent the Glassmaker - 2025) یک شاهکار بصری و عاشقانهی تاریخی است که در دوران جنگ جهانی اول روایت میشود. وینسنت، جوانی خجالتی و بااستعداد که در دهکدهای کوچک در فرانسه به همراه پدرش (با صداپیشگی ایان مکشین) به ساخت شیشههای رنگی برای کلیساها مشغول است، زندگی آرامی دارد تا زمانی که آلیز (اِما واتسون)، دختر سرکش یک افسر ارشد نظامی، وارد زندگی او میشود. آلیز که برای فرار از فشارهای پدر و جامعه به این دهکده پناه آورده، مجذوب هنر و ظرافت کارهای وینسنت میشود.
با شعلهور شدن جنگ، سایهی تاریک آن به دهکده نیز میرسد. وینسنت که با ارزشهای صلحطلبانه بزرگ شده، حالا باید بین وفاداری به اصول هنری خود و حفاظت از عزیزانش یکی را انتخاب کند. رابطهی ظریف او و آلیز در میان این طوفان، با صحنههایی خیرهکننده به تصویر کشیده میشود - از رقص نور از میان شیشههای رنگارنگ کارگاه تا انفجارهای مهیب جنگ که همچون شیشهای تکهتکه میشوند
خلاصه داستان: فیلم "ماتکا واسو" (Matka Vasu - 2025) یک حماسه گانگستری خشن و پرزرقوبرق است که در دهه ۱۹۷۰ بمبئی روایت میشود. واسودوا پیلای (با بازی ویجای ستیوپاتی)، معروف به واسو، مردی فقیر از محلههای پایینشهر است که با هوش ذاتی و شم اقتصادی فوقالعادهاش، به دنیای زیرزمینی قمار متکا (بازی اعداد مبتنی بر نتایج بورس پنبه) وارد میشود. با ترکیبی از جسارت، حیلهگری و ارتباطات زیرزمینی، او به سرعت سلسله مراتب این دنیای خطرناک را طی میکند و امپراتوری خود را بنا مینهد.
اما قدرت همیشه با خیانت همراه است. واسو که حالا به سلطان متکا تبدیل شده، با توطئههایی از سوی نزدیکترین افرادش - از جمله گائوری (با بازی تابو)، معشوقهای که رازهایش را میداند، و راجن (با بازی بومان ایرانی)، دست راست سابقش که حالا به رقیبی خطرناک تبدیل شده - مواجه میشود. فیلم با صحنههای نفسگیری از رقابتهای خونین، معاملات پشت پرده و تقابلهای خیابانی، تصویری خشن از قدرت، حرص و انتقام را به نمایش میگذارد
خلاصه داستان: فیلم «بچههای قطار پریم رز» (Primrose Rail Children - 2025) یک درام خانوادگی مرموز و دلگرمکننده است که در دل طبیعت خیرهکننده اسکاتلند روایت میشود. فیبی پریم رز (با بازی میلی بابی براون)، نوجوانی کنجکاو و باهوش، به همراه خواهر و برادران کوچکترش پس از ناپدید شدن مرموز پدرشان (یوان گریفید)، مجبور میشوند به روستای دورافتادهای در اسکاتلند نقل مکان کنند. در این روستا که زندگی حول محور راهآهن قدیمی پریم رز میچرخد، فیبی متوجه ارتباط عجیب بین تاریخچه این قطار و ناپدید شدن پدرش میشود.
با کمک آلیستر (با بازی دیوید تننت)، رئیس ایستگاه مرموز اما مهربان، و مگی (با بازی فلورنس پیو)، زنی روستایی که رازهای زیادی در چنته دارد، فیبی و خواهر و برادرانش شروع به کشف حقایق میکنند. آنها با رمزگشایی از یادداشتهای قدیمی پدر و پیروی از ردپای قطار پریم رز، سفری پر ماجرا را آغاز میکنند که آنها را به تونلهای فراموششده، ایستگاههای متروکه و رازهای خانوادگی میرساند. فیلم با ترکیب صحنههای پرتعلیق، لحظات احساسی و طنز ظریف، داستانی درباره قدرت خانواده، اهمیت ریشهها و شجاعت روبرو شدن با حقایق را روایت میکند
خلاصه داستان: در فیلم حماسی «آواتار پوروشا ۲» (Avatar Purusha 2 - 2025)، ما بار دیگر با آنیلا (با بازی دیپیکا پادوکونه) همراه میشویم، جوانی که در قسمت اول کشف کرد به خاندانی باستانی با قدرتهای ماورایی تعلق دارد. این بار، آنیلا به طور تصادفی گوهر افسانهای "تریشانکو مانی" را فعال میکند - گوهری که گفته میشود میتواند تعادل بین دنیای انسانها و قلمرو ارواح را کنترل کند. با بیدار شدن این نیروی باستانی، لرد راکشاسا (با بازی سائيف علی خان)، فرمانده اهریمنی که قرنها در خفا به سر میبرد، به دنبال تصاحب این گوهر میآید تا بر هر دو جهان تسلط یابد.
آنیلا برای محافظت از گوهر، باید به معبد پنهان هیمالیا سفر کند، جایی که گورو ویشواروپا (با بازی آمیتاب باچان) میتواند به او در مهار کردن قدرتهایش کمک کند. در این سفر پرخطر، او با ویر (با بازی رانویر سینگ)، جنگجوی رازآلودی که همپیمانانش را از دست داده، همراه میشود. فیلم با ترکیب جلوههای بصری خیرهکننده از اساطیر هندی و صحنههای اکشن نفسگیر، تماشاگر را به دنیایی پر از جادو، خدایان باستانی و موجودات افسانهای میبرد. آنیلا در نهایت باید بین استفاده از قدرت گوهر برای نجات جهان یا نابود کردن آن برای جلوگیری از سوءاستفاده شیاطین انتخاب کند
خلاصه داستان: فیلم "جاشوا: محافظ نهایی" (Joshua: The Last Guardian - 2025) یک تریلر اکشن پرحاشیه با بازی کریس همسورث در نقش جاشوا کِین، قاتل سابق قراردادی است که حالا به عنوان محافظ شخصی نخبگان فعالیت میکند. زندگی حرفهای جاشوا زمانی زیر و رو میشود که سوفیا رامیرز (با بازی آنا دِ آرماس)، دوستدختر سابقش و وکیل دادگستری که حالا علیه کارتل مواد مخدر "لا سامبرا" شهادت داده، به محافظت نیاز پیدا میکند. جاشوا که هنوز احساسات حلنشدهای نسبت به سوفیا دارد، علیرغم خطرات، این مأموریت را میپذیرد.
کارگردان دیوید لیچ با ترکیب تعقیبوگریزهای خیابانی پرسرعت در شهرهای مرزی مکزیک و صحنههای دراماتیک پرتنش، داستانی پرکشش از عشق، خیانت و رستگاری را روایت میکند. خاویر باردم در نقش رائول مندوزا، رهبر بیرحم کارتل، آنتاگونیستی به یاد ماندنی خلق کرده است. فیلم بهویژه در صحنهای کلیدی که جاشوا مجبور میشود در یک کلیسای قدیمی متروکه، تنها با یک چاقو مقابل ۱۲ تبهکار مسلح بایستد، به اوج خود میرسد
خلاصه داستان: فیلم «وقتی برای عشق نیست» (Kadhalikka Neramillai - 2025) یک درام عاشقانه مدرن است که با نگاهی عمیق به تناقضات عشق و زندگی در دنیای امروز میپردازد. مایا، زن جوانی سرشار از رویا و آرزو، همیشه تصویری ایدهآل از عشق و ازدواج در ذهن داشته است. او که در یک خانواده سنتی بزرگ شده، باور دارد عشق واقعی باید به تشکیل خانواده و تعهد مادامالعمر منجر شود. اما زمانی که به آرون، مردی مستقل و جذاب که به شدت از هرگونه قید و بند عاطفی گریزان است، علاقهمند میشود، تمام باورهایش درباره عشق زیر سوال میرود.
آرون، یک عکاس مستقل و جهانگرد، به مایا نشان میدهد که عشق میتواند آزاد و بدون قید و شرط باشد. اما همین تفاوت نگرش، به تدریج رابطه آنها را پرتنش میکند. مایا که نمیتواند تصور کند عشقی بدون آینده و تعهد داشته باشد، درگیر کشمکشی درونی میشود: آیا باید به خواستههای قلبش گوش دهد یا به ارزشهایی که همیشه باور داشته پایبند بماند؟
فیلم با بازی درخشان دیویا پاتانی در نقش مایا و ویجای ستیوپاتی در نقش آرون، به زیبایی تضاد بین عشق رمانتیک و آزادی فردی را به تصویر میکشد. کارگردان با استفاده از تصاویر خیرهکننده و دیالوگهای عمیق، مخاطب را به فکر فرو میبرد: آیا عشق واقعی نیاز به تعریف سنتی دارد یا هر رابطهای میتواند قواعد خودش را داشته باشد؟
خلاصه داستان: فیلم «داکو مهاراج» (Daku Maharaj - 2025) حماسهای خشن و پراحساس از بازگشت یک قهرمان ناخواسته است. سیتارام (با بازی آیوشمان کورانا)، مردی میانسال و صلحطلب، سالهاست که از گذشته تاریک خود به عنوان داکو مهاراج - یاغیای که زمانی وحشت را در دل ظالمان میانداخت - فاصله گرفته و زندگی سادهای را در روستای دورافتادهاش پیش گرفته است. اما زمانی که باند قاچاقچیان مواد مخدر به رهبری رانجیت سینگ (با بازی رونیت روی) به روستا حمله میکنند، خانهاش را ویران کرده و عزیزانش را میکشند، سیتارام چارهای جز بازگشت به هویت قدیمی خود نمیبیند.
سیتارام که اکنون بار دیگر داکو مهاراج شده است، با ترکیبی از خشم مهارنشده و مهارتهای جنگی فراموششده، دست به انتقام میزند. اما این بار، نبرد او فقط با دشمنان بیرونی نیست؛ او باید با شیاطین درون خود نیز بجنگد - خاطراتی از خشونتهای گذشته که هر لحظه او را به پرتگاه جنون میکشاند. در این مسیر پرخطر، او با گوری (با بازی تاپسی پانو)، زنی جنگجو که خود قربانی این باند شده است، همراه میشود. رابطه پیچیده این دو، از نفرت به احترام و سپس به عشقی عمیق تبدیل میشود، عشقی که میتواند آخرین امید سیتارام برای نجات روحش باشد.
فیلم با ترکیب اکشنهای خشن و خیرهکننده، دیالوگهای پرطنین و صحنههای دراماتیک نفسگیر، داستانی حماسی از انتقام، رستگاری و قدرت بخشش را روایت میکند. کارگردان آنوراگ کاشیاپ با مهارت معمول خود، تضاد بین صلحطلبی و خشونت، عشق و نفرت، گذشته و حال را به تصویر میکشد. موسیقی حماسی فیلم توسط ویشال-شخار ساخته شده که بر شدت احساسی صحنهها میافزاید
خلاصه داستان: فیلم «ویلای شیرین» (La Dolce Villa - 2025) یک کمدی-درام دلگرمکننده درباره کشف دوباره شادیهای ساده زندگی است. اریک، مردی میانسال و سرخورده از زندگی روزمره، وقتی متوجه میشود دختر جوانش قصد دارد یک ویلای قدیمی و به ظاهر مخروبه در قلب توسکانی ایتالیا بخرد، با عجله خود را به آنجا میرساند تا او را از این «تصمیم احمقانه» منصرف کند. اما چیزی که او پیدا میکند، نه یک خانه خراب، بلکه گنجینهای پر از زیبایی، تاریخ و امکانات بینظیر است که به تدریج قلب او را نیز تسخیر میکند.
در طول فرآیند بازسازی ویلای قرن هجدهمی، اریک با جامعه رنگارنگ محلی آشنا میشود: از لوکا، معمار خوشمشرب و خوشگذران گرفته تا سوفیا، بیوهی مسنی که رازهای خانه را میداند و دستورالعملهای آشپزی بینظیری دارد. این تعاملات به تدریج دیوارهای بدبینی اریک را فرو میریزد و او را با سبک زندگی ایتالیایی - که در آن لذت بردن از غذا، شراب خوب و روابط انسانی در اولویت است - آشنا میکند. در این میان، آشنایی او با النا، معلم محلی هنر که خود نیز گذشتهای پیچیده دارد، به رابطهای عاطفی منجر میشود که هر دو را به فکر شروع فصل جدیدی از زندگی میاندازد
خلاصه داستان: فیلم «راهبههای سیاه» (Dark Nuns - 2025) یک اثر ترسناک فراطبیعی است که مبارزه بین خیر و شر را در قالب داستانی پرتعلیق به تصویر میکشد. هنگامی که هی جون، نوجوانی بیگناه، توسط روحی شیطانی تسخیر میشود، اطرافیانش با روشهای مختلف تلاش میکنند تا او را نجات دهند. در مرکز این ماجرا، راهبه جونیا قرار دارد که با شجاعتی کمنظیر و ایمانی راسخ، برای آزادی هی جون از چنگال این نیروی اهریمنی مبارزه میکند. او که به تنهایی وارد این نبرد نابرابر شده، بهزودی متوجه میشود که این روح شیطانی بسیار قدرتمندتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
در این میان، راهبه میکائلا که تحت تأثیر اراده آهنین جونیا قرار گرفته، تصمیم میگیرد به او بپیوندد و در این راه پرخطر از او حمایت کند. اما اختلاف نظرها درباره نحوه نجات هی جون، بحران را پیچیدهتر میکند: کشیش پل که روانپزشک نیز هست، اصرار دارد که نشانههای هی جون ریشه در بیماری روانی دارد و میتوان با روشهای علمی او را درمان کرد. در مقابل، کشیش اندرو معتقد است تنها یک مراسم جنگیری کامل میتواند هی جون را نجات دهد. این تقابل بین علم و ایمان، مدرنیته و سنت، بر شدت دراماتیک فیلم میافزاید و تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد
خلاصه داستان: سریال "سن پیر" (Saint Pierre 2025) روایتی جذاب از تقابل عدالت و فساد در پسزمینهای مرموز است. دانی فیتز، افسر پلیسی که به خاطر شجاعتش در افشای فساد سیاسی به جزیرهای دورافتاده تبعید میشود، مجبور به همکاری با آرچ، مأموری با روشهای غیرمتعارف میشود. این دو، در حالی که به ظاهر برای حل جنایات محلی تلاش میکنند، درگیر رازهای تاریک جزیره و ساکنانش میشوند. فضای نئو-نوآر سریال با ترکیب تعلیق روانشناختی و دیالوگهای پرتنش، مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند. شخصیتپردازی عمیق، بهویژه تضاد بین ایدهآلگرایی دانی و عملگرایی خشن آرچ، لایههای اخلاقی داستان را غنی میسازد. جزیره سن پیر خود به عنوان آنتاگونیستی خاموش، با طبیعت خشن و تاریخ خونینش، نقش کلیدی در پیشبرد طرح دارد. سریال با پیچوتابهای غیرقابل پیشبینی و پایانی باز، زمینه را برای فصلهای بعدی مهیا میکند.