در سریال ریچر، ما با جک ریچر، سرباز کهنهکار و سابق نیروی نظامی آشنا میشویم که زندگی سرگردان و مینیمالیستی دارد و از شهری به شهر دیگر سفر میکند. داستان زمانی آغاز میشود که ریچر به اشتباه در یک شهر کوچک به قتل متهم شده و دستگیر میشود. اما وقتی پلیس محلی با یک پرونده قتل پیچیده مواجه میشود که حل آن فراتر از تواناییهای معمول است، مجبور میشوند از مهارتهای منحصر به فرد ریچر کمک بگیرند.
ریچر که ابتدا تنها به دنبال روشن کردن اتهامات خود است، به تدریج درگیر معمایی بزرگتر میشود. او با استفاده از تواناییهای تحلیلی فوقالعادهاش - حاصل سالها تجربه در پلیس نظامی - شروع به کنار هم گذاشتن قطعات پازل میکند. هرچه بیشتر پیش میرود، متوجه میشود این پرونده به شبکهای از فساد و جنایت مرتبط است که ریشه در نهادهای قدرت شهر دارد.
در این مسیر، ریچر با دو افسر پلیس محلی همکاری میکند: یکی که به او اعتماد دارد و دیگری که نسبت به این غریبه مشکوک است. رابطه ریچر با این دو شخصیت، تنشهای جالبی به داستان میافزاید. همزمان، فلاشبکهایی از گذشته نظامی ریچر بیننده را با انگیزهها و آسیبهای این شخصیت مرموز آشنا میکند