خلاصه داستان: فیلم "پرمالو" داستان زندگی ساچین را روایت میکند، جوانی که با شور و اشتیاق برای ادامهی تحصیل در رشتهی مورد علاقهاش، قصد سفر به انگلستان را دارد و خود را برای این تجربهی جدید آماده میکند. اما در شب عروسی معلم محبوبش، اتفاقی غیرمنتظره مسیر زندگی او را به کلی تغییر میدهد. ساچین در این مراسم با دختری جذاب و دلربا آشنا میشود و در یک نگاه، گرفتار عشقی آتشین میگردد. این احساس ناگهانی و قدرتمند، تمام برنامهها و اهداف او برای آینده را تحتالشعاع قرار میدهد. با این حال، پیچیدگی داستان زمانی آشکار میشود که ساچین به زودی خود را در یک موقعیت دشوار و ناخوشایند میبیند: او ناخواسته در میان دو معشوقه قرار میگیرد. این مثلث عشقی ناخواسته، زندگی هر سه نفر آنها را به شکلی فزاینده پیچیدهتر میکند. احساسات متضاد، حسادتها، سوءتفاهمها و تصمیمات دشوار، روابط بین ساچین و دو دختری که به او علاقهمند شدهاند را تحت فشار قرار میدهد. سفر برنامهریزی شدهی ساچین به انگلستان نیز در هالهای از ابهام فرو میرود، زیرا او اکنون با یک دوراهی عاطفی جدی روبرو است. او باید بین عشق جدیدی که در شب عروسی معلمش تجربه کرده و رابطهی دیگری که به نوعی با آن درگیر شده، یکی را انتخاب کند. این انتخاب نه تنها آیندهی عاطفی او، بلکه زندگی دو دختر دیگر را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد و منجر به مجموعهای از اتفاقات پیشبینینشده و چالشهای عاطفی خواهد شد. فیلم "پرمالو" به بررسی پیچیدگیهای روابط عاشقانه، سردرگمیهای جوانی و پیامدهای ناخواستهی تصمیمات ناگهانی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «جن و چل» داستانی پیچیده و روانشناختی است که در آن جلالالدین، مردی با دیدگاههای تعصبآمیز و منفی نسبت به زنان، به سفر درونی عمیقی میپردازد. جلالالدین که زنان را موجوداتی شرور میداند و آنها را «چدیل» خطاب میکند، با دوست متأهل خود به سفری میرود. در این سفر، او دوستش را به جدایی از همسرش تشویق میکند، اما بهطور غیرمنتظرهای، خود عاشق رانی میشود و با او ازدواج میکند. رانی، زنی مرموز و جذاب، همهچیز را برای جلالالدین تغییر میدهد، اما با گذشت زمان، او متوجه میشود که رانی ممکن است چیزی ماوراء طبیعی باشد. این کشف باعث میشود جلالالدین که پیشتر با تعصبات و باورهای خود درگیر بود، دچار بحران هویتی شود. آیا او قادر خواهد بود با باورهای قدیمی خود روبرو شود و حقیقت را بپذیرد؟ یا اینکه ممکن است خود طعمه نیرویی ماورایی شود که حتی فراتر از تفکرات تعصبآمیزش است؟ فیلم «جن و چل» با نگاهی پیچیده به روابط انسانی، عشق و قدرت باورهای شخصی، تماشاگر را وادار میکند تا در مورد هویت، عشق و ترسهای درونی خود تفکر کند. این فیلم داستانی است دربارهی جنگ درونی فرد با تعصباتش، عشق و کشف حقیقتهای پنهان در دل رابطهها.
خلاصه داستان: فیلم «نام این شهر بهیراواکونا است» (Ooru Peru Bhairavakona) محصول ۲۰۲۴ یک ماجراجویی پررمزوراز و هیجانانگیز است که داستان باسوا و دوستش را دنبال میکند؛ دو جوان ماجراجو که تصمیم میگیرند در یک شب جسورانه، جواهرات یک عروس را سرقت کنند. نقشهی آنها که در ابتدا آسان و بیدردسر به نظر میرسید، به شکلی غیرمنتظره پیچیده میشود و آنها را به مکانی مرموز و ناشناخته به نام بهیراواکونا میکشاند. شهری که در ظاهر متروک و خاموش است، اما در دل خود اسراری تاریک و ترسناک پنهان کرده. باسوا و دوستش به زودی متوجه میشوند که قواعد این شهر با دنیای معمولی متفاوت است و هر قدمی که در آن برمیدارند، آنها را بیشتر در دام میاندازد. ترس، توهم و خطرات نامرئی به سرعت آنها را در بر میگیرد و امید به بازگشت به خانه کمرنگتر میشود. «نام این شهر بهیراواکونا است» با ترکیبی از ژانرهای هیجانی، ترسناک و ماجراجویانه، مخاطب را در فضایی نفسگیر و پرتعلیق فرو میبرد. فیلم با استفاده از فضاسازی مرموز، موسیقی دلهرهآور و داستان غیرقابل پیشبینی، تجربهای فراموشنشدنی میآفریند. این داستان نه تنها دربارهی فرار از خطر، بلکه دربارهی مواجهه با ترسهای درونی و عواقب تصمیمات عجولانه است. بهیراواکونا جایی است که قوانین منطق بیاعتبار میشوند و تنها چیزی که اهمیت دارد، بقاست. «نام این شهر بهیراواکونا است» قصهی ماجراجویانی است که در دام ناشناختهها گرفتار میشوند و باید با گذشته، اشتباهات و شجاعتهایشان روبرو شوند.
خلاصه داستان: فیلم "لا واست" محصول سال 2023، داستان مرد جوانی را به تصویر میکشد که با مدرک کارشناسی در رشتهی فناوری، در جستجوی یافتن شغل مناسب با تحصیلات خود با چالش روبرو شده است. در مواجهه با بیکاری و فشارهای اقتصادی، او به ناچار شغلی غیرمعمول و شاید ناخوشایند را میپذیرد: حمل اجساد بیصاحب. این شغل، که اغلب از دید عموم پنهان میماند و کمتر کسی به آن توجه میکند، دریچهای به سوی داستانی ناگفته در دل جامعهی مدرن میگشاید. فیلم "لا واست" با تمرکز بر این حرفهی خاص و فردی که به آن مشغول است، زوایای پنهان و اغلب نادیده گرفته شدهی زندگی در جامعهی معاصر را به نمایش میگذارد. این داستان، احتمالاً به تنهایی، انزوا، مسائل مربوط به مرگ و فقدان، و همچنین تلاش برای یافتن معنا و امرار معاش در شرایط دشوار میپردازد. حمل اجساد بیصاحب، به عنوان یک شغل، میتواند نمادی از افرادی باشد که در حاشیهی جامعه قرار گرفتهاند و کارهایی را انجام میدهند که دیگران از آن چشمپوشی میکنند. فیلم ممکن است به بررسی احساسات و تجربیات این مرد جوان در مواجهه با مرگ و فقدان افراد ناشناس بپردازد و چگونگی تأثیر این شغل بر دیدگاه او نسبت به زندگی و جامعه را نشان دهد. "لا واست" به نظر میرسد تلاشی برای به تصویر کشیدن واقعیتهای کمتر دیده شدهی زندگی در دنیای امروز و نگاهی همدلانه به افرادی است که در مشاغل دشوار و اغلب نادیده گرفته شده مشغول به کار هستند.
خلاصه داستان: فیلم "عصر جنون" با داستانی تاریک و مرموز آغاز میشود. مخاطب با یک خوانندهی درباری آشنا میشود که از زندگی طاقتفرسای بردگی رهایی یافته و در پی یافتن پناهگاهی امن، به خانهای با ظاهری قدیمی و اربابی مرموز پناه میبرد. این خانه، که در ابتدا مکانی برای آسایش و امنیت به نظر میرسد، به تدریج چهرهای دیگر از خود نشان میدهد. با گذشت زمان و اقامت طولانیتر خواننده در این عمارت، نشانههایی از یک حضور شوم و شیطانی آشکار میشود. صداهای مرموز، سایههای گذرا و اتفاقات غیرقابل توضیح، حس ناآرامی و ترس را در وجود او برمیانگیزد. خواننده که زمانی در بند اسارت انسانها بوده، اکنون خود را در چنگال یک نیروی ماورایی و ناشناخته میبیند. ارباب مرموز خانه نیز رفتارهای عجیبی از خود نشان میدهد و گویی رازی تاریک را در دل این عمارت پنهان کرده است. آیا او از حضور این نیروی شیطانی آگاه است؟ آیا او خود در این نفرین سهیم است؟ خواننده در تلاش برای درک ماهیت این حضور شوم و یافتن راهی برای رهایی از آن، به جستجو در زوایای تاریک خانه و گذشتهی ساکنان آن میپردازد. هرچه بیشتر پیش میرود، پرده از رازهای هولناکتری برداشته میشود و خطرات بیشتری او را تهدید میکند. فیلم "عصر جنون" با ایجاد فضایی وهمآلود و پر از تعلیق، مخاطب را در سفری ترسناک به دل یک عمارت نفرینشده همراه میکند و به بررسی تقابل انسان با نیروهای شیطانی و تلاش برای بقا در برابر آنها میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم "غرش" با یک موقعیت غیرمنتظره و کمیک آغاز میشود. مردی دلشکسته و با اخلاقی تند و زننده، در اوج ناراحتی و احتمالاً تحت تأثیر احساسات منفی، دست به اقدامی عجیب و غریب میزند. او به قفس شیر در باغ وحش حمله میکند و با رفتارهای تحریکآمیز خود، شیر بیچاره را دستپاچه و خشمگین میسازد. در این میان، نگهبان وظیفهشناس باغ وحش به نام هاریداس، که شاهد این صحنهی خطرناک و غیرمنطقی است، احساس مسئولیت کرده و تصمیم میگیرد تا برای نجات جان این مرد بیاحتیاط وارد عمل شود. هاریداس بدون لحظهای تردید، به داخل قفس شیر شیرجه میزند، اقدامی شجاعانه اما به شدت مخاطرهآمیز که سرآغاز مجموعهای از اتفاقات خندهدار و پیشبینینشده میشود. ورود ناگهانی هاریداس به قفس، نه تنها وضعیت مرد دلشکسته و شیر را پیچیدهتر میکند، بلکه واکنشهای غیرمنتظرهی دیگر حیوانات باغ وحش و وحشت بازدیدکنندگان را نیز به دنبال دارد. تلاشهای هاریداس برای کنترل اوضاع و نجات مرد از چنگال شیر، اغلب با سوءتفاهمها، حرکات ناشیانه و موقعیتهای کمیک همراه میشود. این زنجیرهی وقایع خندهدار، که با انگیزهی نجات جان یک انسان آغاز شده، به تدریج ابعاد گستردهتری پیدا میکند و شخصیتهای مختلفی را درگیر خود میسازد. فیلم "غرش" با تکیه بر این موقعیتهای کمدی و شخصیتهای دوستداشتنی، داستانی سرگرمکننده و پر از لحظات خندهدار را به مخاطب ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «مردی که باران را دوست ندارد» داستانی پر از احساس، ماجراجویی و کشمکشهای درونی است که در آن یک مامور مخفی مجبور به زندگی در سایه و پنهانی میشود. او که از گذشتهای پر از راز و تردید رنج میبرد، به دلیل شرایط خاصش نمیتواند زندگی عادی داشته باشد. اما این مرد، که از باران و احساسات فراری است، با زنی بدهکار مواجه میشود که در شرایط مالی بحرانی قرار دارد. برخلاف میل باطنیاش و سبک زندگی جداییش، او وقتی یک تولهسگ بیپناه را در میان باران نجات میدهد، ارتباطی عمیق با این زن پیدا میکند. به تدریج، این رابطه شکل میگیرد و مرد با وجود احتیاطهایش، تصمیم میگیرد به کمک زن بیاید و سفری را برای حل مشکلات مالی او آغاز کند. فیلم با لحظات شیرین و تلخ، ترکیبی از اکشن و درام را ارائه میدهد که در آن شخصیتها با چالشهای زندگیشان روبهرو میشوند و در نهایت به درک جدیدی از خود و دنیای اطرافشان میرسند. «مردی که باران را دوست ندارد» نه تنها داستانی دربارهی کمک به دیگران است، بلکه نگاهی عمیق به این موضوع دارد که چگونه عشق، مهربانی و حتی لحظات دشوار میتوانند به تغییر و رشد منجر شوند. در این فیلم، باران نماد تغییر و تحول است و نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط، امید و انسانی بودن میتواند راهی برای رهایی باشد.
خلاصه داستان: فیلم «عزیزان» (Darlings) داستانی عاطفی و پیچیده را از تلاشهای یک زن جوان به نام بدرو (با بازی آلیا بات) روایت میکند که در دنیای پر از خشونت خانگی و اعتیاد زندگی میکند. بدرو امیدوار است که شوهرش که به شدت گرفتار نوشیدن الکل است، روزی بتواند دست از رفتارهای خود بردارد و زندگی مشترکشان به مسیر بهتری بیافتد. اما این امیدها به زودی به یأس بدل میشود، زیرا رفتارهای غیرقابل پیشبینی شوهرش و آسیبهای عاطفی و جسمی که به او وارد میکند، مرزهای صبر بدرو را میشکند. با گذشت زمان، او و مادرش تصمیم میگیرند تا انتقام خود را از مردی که زندگیشان را به جهنم تبدیل کرده بگیرند. این فیلم با ترکیبی از درام، طنز تلخ و لحظات پرهیجان، داستان یک زن شجاع و مصمم را روایت میکند که در تلاش است تا از ظلم و ستمی که به او و خانوادهاش وارد شده، رهایی یابد. «عزیزان» به طور هوشمندانه به موضوعاتی چون خشونت خانگی، نقش زنان در مواجهه با بحرانها و انتقام به عنوان ابزاری برای احقاق حقوق پرداخته است. داستان فیلم به خوبی نشان میدهد که وقتی افراد به بنبست میرسند، گاهی برای حفظ کرامت انسانی خود مجبور به دست زدن به اقداماتی میشوند که تغییراتی بنیادین در زندگیشان به وجود میآورد. این فیلم ترکیبی از احساسات و تصمیمات سخت است که در نهایت به یک داستان انتقام و قدرت درونی زنان تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم "یک قهرمان اکشن" داستان جذاب و غیرمنتظرهی ماناو، یکی از برجستهترین و محبوبترین بازیگران ژانر اکشن در دنیای سینما را روایت میکند. ماناو با ایفای نقشهای قهرمانانه و اجرای بدلکاریهای نفسگیر، به اوج شهرت و محبوبیت رسیده و نامش در صنعت فیلمسازی میدرخشد. او در اوج موفقیت و در حالی که زندگیاش سرشار از افتخار و توجه است، ناگهان با یک حادثهی ناگوار روبرو میشود. یک تصادف غیرمنتظره، مسیر زندگی ماناو را به طور کلی تغییر میدهد و او را از دنیای پر زرق و برق سینما دور میکند. پس از این حادثه، ماناو دیگر آن قهرمان پرطرفدار روی پردهی نقرهای نیست. او که زمانی در کانون توجه رسانهها و طرفداران قرار داشت، اکنون تمایلی به شناخته شدن ندارد و سعی میکند تا از چشمها دور بماند. دلیل این تغییر ناگهانی و انزوای خودخواسته، به مرور و با پیشرفت داستان آشکار میشود. به نظر میرسد که این تصادف نه تنها جسم او را تحت تاثیر قرار داده، بلکه دیدگاهش نسبت به زندگی، شهرت و حرفهاش را نیز دگرگون کرده است. او که زمانی از تحسین و توجه لذت میبرد، حالا به دنبال آرامش و ناشناخته ماندن است. اما آیا یک قهرمان اکشن میتواند به راحتی از گذشتهی پرهیاهوی خود فرار کند؟ آیا تلاشهای او برای پنهان شدن از دید عموم موفقیتآمیز خواهد بود؟ و چه رازهایی در پس این تغییر ناگهانی نهفته است؟ فیلم "یک قهرمان اکشن" سفری درونی و بیرونی برای کشف هویت واقعی یک ستارهی سینما در پس نقاب قهرمانی است.
خلاصه داستان: فیلم «رودران» داستان زندگی مردی آرام و بیدغدغه به نام رودران را روایت میکند که در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت دارد و روزهایش را با خانوادهاش در آرامش میگذراند. زندگی ساده و بیحاشیهی رودران ناگهان با کشف تصادفی یک شبکه جنایتکار پیچیده دگرگون میشود. این شبکه قدرتمند که در دل جامعه نفوذ کرده، تهدیدی مستقیم برای امنیت و آزادی افراد بیگناه است. رودران که نمیتواند بیتفاوت بماند، تصمیم میگیرد با تمام توان در برابر این تهدید بایستد. او با تکیه بر مهارتهای فنی خود، شروع به نفوذ به سیستمهای مخفی این شبکه میکند و شواهد جرم را جمعآوری میکند. در این مسیر خطرناک، رودران تنها نیست؛ تعدادی از دوستان وفادارش نیز که به او ایمان دارند، به کمکش میآیند. در حالی که خطر در هر لحظه بیشتر میشود و دشمنانش هر بار بیرحمتر میشوند، رودران با ارادهای راسخ و هدفی روشن به جنگی نابرابر قدم میگذارد. کارگردانی فیلم با خلق فضایی پرتعلیق و استفاده از صحنههای نفسگیر تعقیب و هک، موفق شده تنش فیلم را به اوج برساند. بازی دقیق بازیگران و نمایش درگیریهای روانی شخصیتها، فیلم را به اثری فراتر از یک داستان اکشن صرف تبدیل میکند. «رودران» علاوه بر جنبههای اکشن و هیجانی، به مسائل مهمی چون مبارزه فردی با فساد سازمانیافته، قدرت اراده و اهمیت دوستی و اعتماد میپردازد. این فیلم نشان میدهد که حتی یک فرد معمولی با شجاعت و مهارت، میتواند در برابر تاریکی بزرگ ایستادگی کند و تغییر ایجاد کند. در نهایت، «رودران» داستانی الهامبخش از مبارزه، امید و فداکاری در برابر نیروهای عظیم و فاسد است.