در فیلم "عشق ردی نارایانا"، ما با زندگی نارایانا، جوانی سادهدل و سختکوش آشنا میشویم که هر روز در مسیر رفتوآمدش به محل کار، از کنار دیویا میگذرد و در سکوت، عاشق زیبایی و نشاط او شده است. با این حال، ترس از رد شدن و کمرویی ذاتیاش مانع از آن میشود که احساساتش را بروز دهد. زندگی یکنواخت او زمانی زیر و رو میشود که متوجه میشود دیویا با مردی دیگر نامزد کرده است. این اتفاق، نارایانا را درگیر تلاطمی عاطفی میکند: از یک سو، نمیخواهد دخالت نابجایی در زندگی دیویا کند، و از سوی دیگر، نمیتواند شاهد ازدواج او با دیگری باشد.
فیلم با ظرافت، کشمکش درونی نارایانا را به تصویر میکشد؛ او که همیشه به قناعت و صبر عادت داشته، حالا با هیجانی مهارنشدنی روبهروست. دوستان و خانوادهاش سعی میکنند به او کمک کنند، اما در نهایت این خود نارایانا است که باید تصمیم بگیرد: آیا باید قلبش را دنبال کند و خطر رد شدن را بپذیرد، یا برای همیشه سکوت پیشه کند و شاهد خوشبختی دیویا در کنار دیگری باشد؟
فضای فیلم آمیخته با لحظات آرام و پرشور است و موسیقی متن آن به زیبایی، احساسات نهفته در دل نارایانا را بیان میکند. پایانبندی داستان، چه تلخ و چه شیرین، بیننده را به تأملی عمیق درباره عشق، شجاعت و انتخابهای زندگی وا میدارد